سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران

سه شنبه 88 اسفند 25

عنوان پوتین رزمنده

عقل انسان هیچ وقت نمی‌تواند از ایجاد شایعه و شایعه پراکنی سالم باشد. انسان موجودی است منفعت طلب و هر آنچه که دوست داشته باشد و احساس کند بر طبق فکر و اندیشه خودش است با آب و تاب بازگو می‌کند و گاهی هم مجبور می‌شود که به خاطر آنکه آب و تابش را زیاد و کم کند یک ویرگول«،» کم و زیاد کند که با این ویرگول ممکن است جان کسی را بخرد و یا کسی را به کشتن دهد. 
بارها و بارها شنیده‏ام که به نقل از شهید حاج همت عزیز می‏گفتند: که حاج همت در پوتین رزمنده اب خورده «نقل به مضمون از راویان راهیان نور» در مرحله اول شنیدن این حرف اعتنایی به آن نمی‏کنم و رد می‏شوم و فکر می‏کنم این هم از آن شایعاتی است که برای حاج همت ساخته‏اند، نه اینکه حاج همت این کار را نکرده باشد. مساله این است که شاید شهید عزیز این کار را در یک موقعیت خاص انجام داده آن‏ هم نه برای نفس عمل برای اینکه بخواهد مطلب با ارزشی را برساند، نه اینکه برود و زمانی که لیوان برای آب خوردن هست در پوتین بسیجی آب‏ بخورد.آب خوردن شهید همت در پوتین یک بسیجی 
متاسفانه این را می توان جز همان شایعه‌سازی‌های انسانی ما حساب کرد. به این معنا که عمل بیان می‌شود و زمان و مکانی که این عمل انجام شده و علتی که این کار انجام شده بیان نمی‌شود. 
مهمترین چیزی که در این عمل شهید همت عزیز وجود دارد احترام و ارزش به رزمنده است رزمنده‌ای که جانش را در طبق اخلاص فدای دین و ایمانش می‌کند. اصلا مهم نیست که ما در این زمان و در کانتکس و ذهنیت خودمان چه فکر می‌کنیم مهم این است که شهید حاج همت در یک زمان و مکانی که تشخصی داده این عمل را باید انجام دهد، انجام داده است، عملی که اگر بار دیگری هم لازم می‌شد انجام می‌داد. 
محصور شدن در الفاظ حجابی است در نفهمیدن مفهوم کلام. این‏ گونه رفتارها،چیزهایی نیستند که در کانتکس لفظ  و عمل باقی بمانند، اصل و اساس معنایی این گونه جملات در مفهوم است که از آن به ذهن شنونده باید پرتاب شود و آن هم اهمیت و ارزش بسیجی و رزمنده‏است و‏ آن‏ هم جهاد با نفس و خود است قبل از جهاد با دشمن، جهاد اکبر قبل از جهاد اصغر.
 حاج همت به رزمنده بسیجی گفت «آب در قمقه داری؟»، رزمنده بسیجی گفت «بله دارم»، حاج همت گفت «پوتین خود را در بیاور و داخل آن آب بریز» بسیجی پوتین خود را در آورد و داخل آن آب ریخت؛ حاج همت پوتین را برداشت و آب را خورد و گفت «آب متعفن پای بسیجی که با اخلاص برای دفاع از وطن اسلامی خود آمده است، خوردن دارد؛ مبادا کسی جلوی چشم من بسیجی را تنبیه کند.»