سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

یکشنبه 87 اردیبهشت 8

عنوان بوی گند رختخواب‌های پلاسیده‏

چند روز پیش شخصی جریانی را برایم تعریف کرد که خیلی مشمئز کننده و ناراحت کننده بود برای من.
تصور انسان‏های پست زیاد سخت نیست،‏ آن هم انسان‏هایی که به هیچ چیز و هیچ کس رحم نمی‏کنند به خاطر یک لذت کوتاه مدت.
برایم بسیار سخت است؛ بیان مسئله برایم سخت است. تصور مرد‏هایی این چنین پست که به اندازه موهای سر خود از این لذت‏ها چشیده‏اند اما به خاطر یک لذت چند ثانیه‏ای زندگی یک دختر دبیرستانی که چیزی نمی‏فهمد و نمی‏داند را به تباهی می‏کشند.
این وبلاگستان هم بوی گند می‏دهد. بوی گند رختخواب‌های پلاسیده مشتی آدم هرزه که از خاطرات تلخ و شیرین س.ک.سی خود قصد آموزش جنسی دیگران را دارند.
خاطراتی مستهجن و کاملا اروتیک که فقط بیان تجربه‏های جنسی است و بیرون ریختن عقده‏های پاک نبودن و خالی کردن خود از عذاب وجدان. در هر صورت ارضا شدن از راه غیر اخلاقی «نگفتم غیر دینی» عذاب وجدان دارد.
باید تبریک گفت به این زنان یا دختران «که فکر نمی‏کنم بین‏شان دختر باشد» فمنیست یا هر چیز دیگر که این‌طور راحت خصوصی‌ترین حالات خود را در اختیار دیگران برای لذت بردن قرار می‏دهند که شاید آن‏ها چیزی یاد بگیرند.
کسی با‏ آموزش مشکلی ندارد اما به وقت؛ به موقع!
مسائل جنسی از خصوصی‌ترین اعمال انسان‏ها هستند و تا زمانی که وقتش نرسیده اگر کنجاوی باشد یا اطلاعی باشد شکی نیست که به ضرر انسان خواهد بود و انسان را  منحرف خواهد کرد، خیلی وقت‏ها ندانستن چیزی بهتر از دانستنش هست.
س.ک... از نیاز‏های انسان است؛ مانند غذا خوردن. هر کسی غذایی را دوست دارد و بر اساس محل زندگی برای هر کسی یک نوع غذا خوب است پس هیچ قانون کلی برای طعم و لذت بردن غذا نمی‏توان داد چون سلیقه‏ها فرق می‏کند ولی می‏توان گفت در غذا‏های‌تان از چه استفاده کنید و از چه استفاده نکنید؛ چه چیز بیماری زا است چه چیز نیست.
همیشه تلخ این ‏است که بدانی و نتوانی!
همیشه تلخ این است که بدانی مثلا طعم فلان غذا چیست و طعمش در دهانت باشد و نتوانی آن را بخری و بخوری.
این‏ها انگار نمی‏فهمند با این کار‏های‌شان طعم لذت جنسی را به دیگران می‌فهمانند به جای این‌که قانونش را.
لا مذهب، بی‏دین، لائیک، اگزیستانس، فمنیست  یا هر کوفت و زهر ماری که هستند باید بدانند آنچه یک جامعه را به گنداب تبدیل می‏کند مهار نکردن این لذت جنسی است؛ بی قانون بودن این لذت است. اگر قرار باشد انسان هر جا و هر زمان که دلش هوس کرد برود سراغش که دیگر جامعه‏ای نمی‏ماند، دیگر امنیتی نمی‏ماند. هر کس هر زمان هر وقت که دلش خواست می‏خواهد به کسی دیگر تجازو کند و این تجاوز است که هر گروه و فرقه‏ای، هر انسانی آن را جایز نمی‏داند.
هیچ کس و هیچ فردی و هیچ انسانی س.ک.س در انظار عمومی را جایز نمی‏داند و این را بی‌اخلاقی صرف می‏داند و این کار وبلاگستان به بهانه آموزش کمتر از س.ک.س در میان میدان که چه عرض کنم، در میان ورزشگاه آزادی زمانی که بازی پرسپولیس و استقلال باشد نیست؛ جایی که شاید هزاران چشم مثل چشمان جغد حریصانه نگاه می‏کنند.