سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

شنبه 87 اردیبهشت 7

عنوان گنگستر خیالی..؟

تصور یک گنگستر که دزدی می‏کند واز اصول اولیه‏اش این است که آدم نکشد مگر اینکه آن‏ها شروع کنند و وقتی هم می‏کشد تعهد دارد که آن‏ها را دفن کند آن هم در شهر خودشان.
فیلم اینطور نشان می‏داد که اگر جنبه دزدی این شخصیت راکنار بگذارند کاملا انسان شریف و خوبی است.
تصور انسان‏های بد، که اخلاق خوب و نیکویی داشته باشند بسیار مشکل است چون در خارج  کم پیدا می‏شوند و این شخصیت‏ها شخصیت‏های ویژه داستان هستند، به خاطر تضادی که دراین شخصیت وجود دارد داستان را جذاب و خواندی می‏کند.
مثلا تصور آدمی که به خاطر پول آدم می‏کشد و یک آدم کش حرفه‏ای است، باقلبی رئوف و مهربان بسیار سخت و عجیب است، آدمی که شخص دیگری را به خاطر پول می‏کشد و بعد همه دستمزدش را یک‏جا به دختر بچه گدای سر کوچه می‏دهد، این تضاد هم زیبا و هم عجیب و باور نکردنی است.
 در مقابل انسان‏هایی هستند که ظاهر موجه و خوبی دارند «از باطن که نمی‏توان صحبت کرد» باور مرتکب شدن این دسته از انسان‏ها علی الخصوص برای آن‏هایی که‏ از نزدیک خوبی‏ها و شخصیت خوب این آدم رادیده اند امری کاملا محال است و مطمئنا انکار خواهد شد.
مثلا تصور یک انسان دین‏دار، مسجد رو، نماز اول وقت خوان، بخشنده و کسی که به مردم کمک می‏کند. در حالی که او را در کنار یک زن... ببینند یا اینکه قاچاق چی باشد یا اینکه هزار گند دیگه‏ای داشته باشد.
در حالی که جنبه عصیان و خراب کردن همیشه بیشتر وزیاد تراز خوب بودن بوده است امادر مقام عمل قبول آن بسی مشکل است.

البته این شخصیت هم شاید برای داستان زیبا باشد اما نه به خاطر تضاد چون تضادی در این شخصیت وجود ندارد و همه کارهایش از روی برنامه وهدف است وآن هم پوشاندن اعمال و رفتار کثیف خود با خوب جلوه دادن خود.
فرق دسته دوم با دسته اول این است
1. همان طور که گفتم دسته اول را خیلی کم و خیلی محدود در دنیای واقعی می‏تواند یافت اما دسته دوم به وفور در جامعه یافت می شوند گرگانی پشمین پوش که به معنای واقعی پست و بی ارزش هستند.

2.خوبی فقط در دسته اول جلوه می‏کند و معنای واقعی خودش را می‏رساند چون از انسانیت و از وجود انسان بر خواسته. ولی برعکس پستی است که در دسته دوم نمود و بروز پیدا می‏کند.
انسان خطاست، انسان اشتباه است و این درون مایه انسان است  پس باید قبول کرد که هر انسانی در هر جایگاهی می‏تواند اشتباه کند می‏تواند خطاکند و هر انسان در هر جایگاهی که باشد می تواند خوبی کند می‏تواندخوب باشد.
فقط شاید محدود انسان‏های بدون خطا و اشتباه داشته‏ایم آن هم به خاطر اینکه معتقدیم خداوند فرموده و معتقدیم اگر آن‏هاهم اشتباه می‏کردند دیگر نمی شد حرفشان و یا عملشان را ملاک قرار داد.
هیچ وقت انکار اشتباه دیگران درست نیست همه اشتباه می‏کنند.و بزرگترین و احمقانه‏ترین اشتباه  پوشاندن و انکار اشتباهات دیگران هستند فقط باید بدانیدکه همه می‏تواننداشتباه کنند و امکان و قدرت اشتباه کردن را دارند...